جلال جلالى زاده
118
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
تفصيل : در مقابل اجمال است و مراد از آن تعيين معناى برخى از كلماتى است كه احتمال مجمل بودن آنها مىرود . تفهيم : رساندن معنا به ذهن شنونده به واسطهى لفظ است . تفسير نصوص : يك قاعدهى اساسى و كلى كه لازم است براى فهم حقيقت هرمتنى ، شرايط ايجاد ، اسباب و دواعى آن را بشناسيم . تقرير : عملى در حضور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم انجام شود و پيامبر سكوت نمايد ، موافقت با تصرف با سكوت يا گفتار و به نام سنت تقريرى شناخته مىشود . تقسيم : محدودكردن اوصافى كه احتمال علت بودن را دارند ، مانند اينكه گفته شود : علت يا اين است يا آن ، مانند بحث شافعيه دربارهى ولايت اجبارى در نكاح كه يا علتى ندارد يا علت بكارت است يا عدم بلوغ يا غير آنهاست ، كه علت باكره بودن مىماند . عبارت از ترديد لفظ در بين دو احتمال است كه يكى ممنوع و ديگرى جايز است ، جز اينكه بناى هدف بر آن مطلوب است . تقليد : در لغت به معناى قلاده به گردن انداختن است و در اصطلاح عبارت از عمل به قول غير بدون حجت است ؛ يعنى مقلد حكم مجتهد را بدون دليل بپذيرد آنچه را واجب بداند واجب و آنچه را حرام بداند ، او نيز حرام بداند . پذيرفتن سخن ديگرى بدون حجت و دليل ، پيروى از سخن كسى كه سخنش حجت نيست ، بهطور مطلق بدون شناخت دليلش . تقليد در اصول دين حرام است ، هر چند در مسائل فقهى مورد اختلاف است ، ولى براى كسى كه به مرحلهى اجتهاد نرسيده باشد ، جايز است . تقليد ، پيروى از كسى كه خداوند دستور پيروى از او را به ما نداده است . امام شافعى از واداركردن مردمان هر دورهاى بر تقليد نهى كرده است ؛ چون موجب تعطيلى يكى از واجبات كفايى - كه اجتهاد است - مىشود . تقليد در نزد گروهى از علما غير از اتباع است ؛ چون در اتباع ، متبع از كسى - كه حجت بودن سخن و صحت مذهبش دانسته شده است - تبعيت مىكند ، ولى مقلد در تقليد ، سخن مجتهد را تكرار